شیرینی قمار یا تلخی زندگی؟

شیرینی قمار یا تلخی زندگی؟

قمار اعتیاد آور است و این حقیقتی است که بر هیچکس پوشیده نیست و متاسفانه بسیاری از ایرانیان در سطوح مختلف اجتماعی چه از اساتید دانشگاه گرفته و چه از زنان خانه دار با این معضل دست به گریبانند

در نوامبر سال ۲۰۰۵،‌ دفتر مشروبات الکلی ،‌ قمار و شرط بندی ایالت نیوساوت ولز آماری را منتشر کرد که نشان می داد چه تعداد قمارباز برای ترک اعتیاد خود به مراکز مشاوره این دفتر مراجعه کرده اند.

 

قمار بازی در میان ایرانیان نیز رواج دارد و بسیاری اوقات خود را در کازینو سپری می کنند

بر پایه این آمار، از ابتدای ژانویه ۲۰۰۴ تا پایان دسامبر سال ۲۰۰۴ تعداد ۵۲۱۱ نفر برای درمان اعتیاد خود به قمار در ایالت نیو ساوت ویلزاقدام کردند، که از این تعداد، ۱۸ نفر آنان ملیت ایرانی داشته است. به گواه این آمار،‌ ازلحاظ رتبه بندی کشوری، ایران در مقام هجدهم جدول قرار داشت و کشورهای لبنان و ترکیه به ترتیب در رده نهم و یازدهم جدول، بالاتر از ایران، و عراق در رده بیستم جدول جای گرفته بود.

 

به بیانی دیگر می توان گفت که ایرانیان،‌ در سال ۲۰۰۴ هجدهمین ملیت قمارباز در ایالت نیوساوت ویلز بوده اند که برای درمان اعتیاد خود دست به دامان مراکز دولتی شده اند.

 

حسین ادیبی، استاد جامعه شناسی دانشگاه کوئینزلند می گوید: قمار اعتیاد آور است و این حقیقتی است که بر هیچکس پوشیده نیست و متاسفانه بسیاری از ایرانیان در سطوح مختلف اجتماعی چه از اساتید دانشگاه گرفته و چه از زنان خانه دار با این معضل دست به گریبانند. اما نکته ای که حل این مشکل را برای جامعه ایرانی خارج از کشور سخت می سازد این است که در قبال ترک عادت قمار، چه چیزی را به عنوان جایگزین می توان به قماربازان ایرانی داد؟

 

‌روانشناسان از اعتیاد به قمار به عنوان یکی از زمینه های خطرآفرینی که می تواند زندگی عادی افراد را دچار اختلال کند. بیشتر قمار بازان ایرانی در استرالیا اصلاً خود را قمارباز نمی پندارند و کار خود را بیشتر یک جور سرگرمی بحساب می آورند تا قمار.

  در استرالیا مراکز مشاوره روانشناسی برای مراجعه کسانی که معتاد به قمار بازی قلمداد می شوند، فعالیت می کنند.

 منوچهر، یک قمار باز ایرانی است که بیش از آنکه در منزلش زندگی کرده باشد، اوقات خود را در استار سیتی، کازینوی معروف شهر سیدنی، سپری کرده است.

او پانزده سال سال پیش به استرالیا مهاجرت کرده و آنگونه که میگوید قمار همه چیز زندگی اش است . او معتقد است: هیچ لذتی در دنیا بالاتر از لذت قمار وجود ندارد. حتی سکس که برخی معتقدند بالاترین لذت دنیاست، به نظر من در مقابل قمار بی معناست، چونکه لذت سکس فقط برای دقایقی باقی می ماند ولی برای قمار زمانی نمی توان قائل شد. در قمار خستگی هیچ معنایی ندارد و شعفی که به انسان به هنگام برنده شدن دست می دهد با هیچ چیز دنیا قابل قیاس نیست. منوچهر عاشق بازی پوکر است ، البته پوکر با ورق .

رویای منوچهر، پولدار شدن از راه قمار است و او فکر می کند که به این آرزویش می تواند روزی جامه عمل بپوشاند. قمار در استار سیتی، تاثیرات زیادی بر زندگی شخصی منوچهر گذاشته است، او در این زمینه می گوید : مثل معروفی است که می گوید: آنان که در قمار می برند در عشق می بازند. من متاسفانه در عشق باختم و از همسرم جدا شدم. ولی روزی از استار سیتی می روم که بتوانم یک زندگی مجللی برای خودم فراهم کنم .

منوچهر، داستان جدایی از همسرش را این گونه نقل می کند: من هر وقت که به استار سیتی می آمدم نازنین را به همراه خودم می آوردم و او در گوشه ای بازی مرا مشاهده می کرد. یکشب نازنین احساس ناراحتی کرد و چندین بار از من خواست تا به خانه برویم و من آنقدر سرگرم بازی بودم که دائماً درخواست او را به بعد موکول می کردم. مست بودم و فقط فکر و ذکرم این بود تا چند صد دلاری را که باخته ام را به هر نحو ممکن جبران کنم. ولی این ماشین لعنتی انگار طلسم شده بود... وقتی که به خودم آمدم، متوجه شدم که ساعت شش صبح است و دیگر پولی هم در بساط ندارم و به همین خاطر از سر میز بلند شدم. اما هر چقدر به دنبال نازنین گشتم او را پیدا نکردم و وقتی به خانه آمدم اثری از او نیافتم و از آن روز تاکنون نازنین را ندیده ام.

 

یکی از عباراتی که کلوب ها موظف هستند بر روی پلاکارد در پیش روی مشتریان خود بگذراند این است : شانس شما در تصاحب بالاترین مبلغ جایزه در یک ماشین بازی، معمولاً بیشتر از یک در میلیون نیست، اما این که چرا بعضی ایرانیان، همچنان پا به کلوب های قمار خود می گذارند دلایلش را باید در جای دیگر جستجو کرد.

 

حسین ادیبی، ‌جامعه شناس، در این باره می گوید: امکاناتی که کلوب ها در اختیار مشتریان خود می گذارند بسیار خوب است و در حقیقت کلوب ها از طریق ارائه خدمات جانبی برای ماشین های پوکر خود مشتری جذب می کنند. در کلوب ها غذا با کیفیتی بالا ارائه می شود و معمولاً دو گونه غذا را می توان یافت یکی خیلی ارزان و دیگری نسبتاً گران است. در حقیقت بیشتر مشتریان یک کلوب برای گذراندن ساعاتی خوش و صرف غذا و نوشیدنی به کلوب ها می روند نه بدلیل قمار. سپس جذب ماشین های قمار می شوند.

 

کلوب ها موظفند در مقابل چشم قمار بازان ساعت هایی نصب کنند تا آنان از گذشت زمان اطلاع داشته باشند ولی در قمارخانه ها تنها چیزی که معنا ندارد گذشت زمان است.

 

بر اساس قوانین استرالیا، هیچ کلوبی حق ندارد که در مطبوعات و بیرون از محل کلوب برای یافتن قمار باز تبلیغات نماید و باید پلاکاردهایی هشدار دهنده را در اندازه هایی مشخص در کنار ماشین های پوکر نصب کنند که حاوی عباراتی نظیر این باشد که شماره تلفن یک مرکز مشاوره روانشناسی را در اختیار آنها قرار می دهد: آیا قمار مشکل زندگی شماست؟ آیا شما کنترلی بر قمار کردن خود ندارید ؟ آیا شما بیش از مقدار پولی که دارید قمار می کنید؟

 

تجربه تلخ یک ایرانی از قمار

 

زیبا، زن جوانی است که زندگیش به دلیل قمار همسرش از هم پاشیده شده است. او ۱۱ سال پیش برای شروع زندگی مشترکش از ایران به استرالیا آمد.

 

زیبا دلایل قمار ایرانیان را در استرالیا افسردگی می داند و اعتقاد دارد :ایرانیان اینجا از جامعه استرالیا بدلایل مختلفی مثل مشکل زبان و یا عدم اشتغال بکار فاصله گرفته اند و بدین خاطربسیار افسرده اند. آنان فکر می کنند که این فاصله را با پول می توان جبران کرد و دوست دارند که سریعاً پولدار بشوند و به نظر آنان قمار یکی از راههای سریع پولدار شدن است.

 

زیبا اعتیاد به قمار را کمتر از اعتیاد به مواد مخدر نمی داند و چه بسا از برخی جهات آن را بدتر می داند. او می گوید : بدبختی اینجاست که معتاد به قمار برخلاف اعتیاد به مواد مخدر باور نمی کند که او مشکل دارد و بیمار است. من سالها تلاش کردم تا به همسرم بگویم که قمار برای او مشکل آفرین شده است ولی او می گفت که من مشکلی ندارم!

زیبا می گوید همسر سابقش به او نوشته که وی گرانبها ترین چیزی بوده که در قمار باخته است

زیبا از زندگی گذشته اش به تلخی یاد می کند و قمار را مانع خوشبختی زندگیش می داند. او می گوید : ما گاه می شد که به نان شب محتاج بودیم. گاه می شد که برای تهیه وسایل اولیه زندگی مشکل داشتیم. کار به جایی رسید که ما توانایی پرداخت قسط های مختلف زندگی را نداشتیم و همه درآمد همسرم یک راست در پای میز قمار از دست می رفت. من باید تا کی تاوان اشتباهات زندگی دیگری را پس می دادم و یک شب پس از اینکه ده هزار دلار در کازینو باخت او را برای همیشه ترک کردم.

زیبا، به گفته خودش، تلاشهای بسیاری کرده بود تا همسرش در مرکز مشاوره درمان شود و به او کمک کند اما تلاشهایش بی نتیجه مانده بود: کسی که در سخت ترین شرایط باشد و بخواهی کمکش کنی ولی کمکت را نخواهد چه کاری می توانی بکنی؟ انسان معتاد به قمار هیچوقت خود را مقصر نمی داند و فکر نمی کند که قمار می تواند شریک زندگیش را تا دچار عذاب روحی کند. همسرم همچنان به قمار به دیده تفنن نگاه می کرد و برای او جنبه تفریح داشت. اما این چه تفریحی است که انسان صبح از ساعت ۹ به کازینو می رود و تا آخر شب و گاهی روز بعد بازی می کند و دست آخر هزاران دلار از دست می دهد؟

زیبا می گوید: من خیلی سعی کردم که بتوانم زندگی ام را حفظ کنم اما نتوانستم. شاید یکسال پیش از جدا شدن، از او طلاق روحی گرفته بودم. دیگر ازحرفهایش خسته شده بودم. مدام همسر سابقم می گفت که او با قمار مشکلی ندارد و من مشکل دارم! من هم به جایی رسیدم که گفتم اگر من مشکل هستم من از این زندگی میروم تا تو راحت تر زندگی کنی.

زیبا با اینکه زندگی پر تلاطمی را در استرالیا تجربه کرده، معتقد نیست که در قمار خانه ها بسته شود، چون، به گفته او، باید در این دنیا آدم های بازنده وجود داشته باشند و قمار خانه ها بهترین جا برای این دسته از آدمهاست.

زیبا می گوید همسرش پس از جدایی از او در نامه ای برایش می نویسد: بالاترین قماری که من کردم،‌ قمار بر روی زندگی ام بود و تو گرانبهاترین چیزی بودی که در زندگی آن را از دست دادم. ‍